سرانجام و به خواست خداوند سلسله بررسی های ایران شناسی بدون دروغ، به حوزه ی پایانی خود نزدیک می شود و آخرین قطعات این پازل عظیم در جای خود قرار می گیرد، که تصویر پر نقش و نگاری از مجموعه جعلیات شیادانه ماموران فرهنگی یهود، در کرسی های گوناگون علوم اجتماعی و انسانی و در سطوح عالی دانشگاه های بزرگ جهان از کار درآمده است. گردش زوایا در تنظیم و ترسیم این تابلوی بی مشابه و مثال، چنان با ملاحظه و دخالت همه جانبه ی قدرت عقل طراحی و اجرا شده است، که از میان مداخل بس متنوع و مهم آن، حتی جا به جایی نام سرباز و صحرایی نیز دیده می شود. چاله ی بس کوچکی که در راه روشن فکری مهمل پسند ملی تراشیدم که با گردن در آن افتادند و معلوم شد آنان که با ریز بینی، اشکالات کوچک این نوشته ها را هم بیرون می کشند، درسعی جمعی، از حد همان تشخیص، که هم سرباز و هم صحرای آن قلابی است، پیش تر نرفته، و بر این هزار برگ نوشتار بی پیشینه ذره غباری بزرگ تر از آن را نیافته اند تا جار زنند و در بوق گذارند. از این راه بوده است که معاندین عوام اندیش این تزها را شناخته ایم که فی المثل حتی در باب علت تعویض آن لوگوی سنگی فراز سر داریوش نیز خموش مانده اند، که شرح آن را در یادداشت شماره ۵۰ آورده ام! اینک مخالفان این مجموعه بررسی ها از هر سو در محاصره اند، راه گریزی نی یابند و مسلم می دانند بر اساس آن اشاره در مقدمه کتاب هخامنشیان، در پهنه ی وسیع این تاملات، اندک فضای تهی برای لم دادن هیچ پان اندیشی نمانده و قادر نیستند برای اختفای هیچ مضمون و محتوای قوم گرایانه، که سنان آن رو به سلامت اسلام دارد، کوچک ترین شکاف و گوشه ای بیابند و چاره ندارند جز این که یا کلیت آن را مردود شمارند، که کوشش بی ثمری است، یا بر صحت هر سطر آن گواهی دهند که با دور ریزی بدایع و باورهای کنونی در حوزه های مختلف برابر می شود. این تحقیقات در حصار بسته ی خود راهی برای دخول مداخله گرانه و مخرج و روزن بازی ندارد که سوداهای قوم پرستی را در خود جای دهد و به مفهوم درست آینه ای بی رگه و شفاف است که به دست گیرنده ی آن، لاجرم باید جسارت دیدار شمایل نامنکسر و غیر یهود ساخته ی خویش را نیز داشته باشد...
[ پاسخ ها و یادداشت ها ] -
[ جمعه ۱۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت: ۲۰:۳۰ ] ادامه مطلب...