عناوین
صفحه نخست
اسلام و شمشیر
ایران شناسی بدون دروغ
پاسخ ها و یادداشت ها
پرسش و پاسخ - FAQ
انجمن بنیان اندیشی
همراه با دیگران
فایل های خاص
فیلم - Video
قرآن کریم
در باره ما
تماس با ما
جستجو


خبرنامه

معرفی ناریا به دوستان



بازدید امروز از این صفحه: 0

بازدید کلی از این صفحه: 0

بازدید کلی از سایت: 324613
آرشیو



آقای درویش. دوستانی دارم در مراتب و مدارج مختلف فرهنگی با اوراق معتبر و غیر خریداری شده ی جهانی، که مدرکی است رسمی در تایید حکمت و دانایی آنان. در میان شان تاریخ خوانده هست و جغرافی دان و ادیب و باستان شناس و زبان شناس و جامعه شناس و خاک و آب شناس و چندین شناس دیگر، که تقریبا همگی به لطف مباحث جاری و با عنایت الهی، از دوست به نیمه دشمن و دشمن کامل بدل شده اند. زیرا مثلا زبان شناس می داند تنها پذیرش آن جمله که: «در بطن یک زبان واحد لهجه ساخته نمی شود و لهجه حاصل برخورد دو فرهنگ و گویش و نشان آشکاری از حضور مهاجرانی غیر بومی است»، ده سال تلاش او و استادان اش، برای تبیین نوع یهودی تاریخ نویسی از مسیر زبان شناسی را بر باد می دهد و یا ادیب با خبر است اگر نوسازی شیراز و به تبع آن حافظ و سعدی را بپذیرد، باید دانش نامه ی خود را به آتش کشد و باستان شناس مطلع است اگر مضمون مستند تختگاه هیچ کس را قبول کند، خود را به کلاس اول ابتدایی بازگردانده است و قس علی هذا. در حال حاضر غالب مدعیانی که خود را نخبه ای در این و آن «مطالعات» معرفی می کنند، مرا به خنده می اندازند، زیرا فی المثل صاحب چنین مطالعاتی در موضوع تاریخ و فرهنگ اسلام، از الفهرست ابن ندیم و تاریخ طبری و سیره و فتوح و تفاسیر گوناگون و از این قبیل شروع کرده و اگر چنین نخبه ای در علوم اسلامی فرضا بخواهد، چنان که باب شده، به حوزه ی گفت و گو با مسیحی و جهود وارد شود، ابتدائا و ناگزیر از هجوم مسلمین به ملل دیگر و صدور خونین اسلام به جهان و انقیاد زن مسلمان به تنگنا می افتد، زیرا رد این گونه ادعاها با نفی متون کتاب هایی برابر می شود که از طریق پر خوانی آن ها صاحب این و آن عنوان دانشگاهی شده است!!! و چنین است تمام دیگر حوزه های علوم انسانی و وجوه معرفتی، از جمله و به ویژه جامعه شناسی، که بر مبنای تولیدات قاچاقی یهودیان برای تدریس در مدارس و دانشگاه ها و محیط و محفل های روشن فکری تدوین شده است. بنا بر این در این جا از جامعه شناسی رسمی سخنی نیست، فقط یگانه کتاب آموزشی قابل اطمینان و اتکاء در موضوع انسان، یعنی قرآن را گشوده، در حول و حوش آن مطالبی را به یکدیگر یادآوری می کنیم که بیش تر به کار دوستانی می آید که جامعه شناسی نخوانده باشند...

[ پاسخ ها و یادداشت ها ] - [ جمعه ۳۰ اسفند ۱۳۸۷ ساعت: ۰۹:۰۰ ]  ادامه مطلب...
چندی پیش مدخلی در این وبلاگ گشوده شد با عنوان «جمعیت شناسی تاریخی»، که بر اساس میانگین رشد در ۱۵۰ سال اخیر و پذیرش های متداول و مربوط، و نیز رجوع به جمعیت کنونی ترکیه و ایران، معلوم شد که تعداد نفوس در منطقه ی ما عملا هر ۳۳ سال دو برابر شده است. آن گاه با کسر به همین نسبت، در برگردان زمان، نشان دادم که در مبداء پیدایش به اصطلاح صفویه در ایران و ظهور اصطلاحا عثمانی در ترکیه، یعنی قریب ۵۰۰ سال پیش، هر دو اقلیم از تجمع انسانی تهی بوده است. آن نگاه ویژه، که کمر دروغ در باب هستی و هویت مدعیانی را می شکست، چندی با دلقکی توام با عصبیت و حیرت کسانی رو به رو شد که به نحوی ازدیاد و کسر جمعیت در آن مقیاس را نمی پذیرفتند و به سست نویسی هایی برای نجات حضور خیالی چند هزاره خویش متوسل شدند که مشروح آن در مباحث یادداشت ۱۵۰ و ادامه آن، محفوظ است. اینک و در نوشته های پایانی مدخل "ایران شناسی بدون دروغ"، می خواهم توجه را به مطلب نوی جلب و جذب کنم که تفکر و تعقل در باب آن، با روشنی ناب، صاحبان خرد را آگاه می کند که انسان پر مدعای امروزین تا چه پایه از حقایق امور بی خبر است، جز حول محور مشکلات معمول زندگانی نمی اندیشد و اگر قطعه مقوای قاب گرفته ای را، به عنوان سند ارجحیت عقلانی خویش بر دیوار و برابر دیدگان دیگران می گذارد، تا چه میزان به توهمات ناشی از خود بزرگ بینی دچار شده است...

[ ایران شناسی بدون دروغ ] - [ سه شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ ساعت: ۰۲:۴۵ ]  ادامه مطلب...
اگر کسی گمان کند تولید سلاطین عثمانی، مانند سلیم اول و محمد فاتح و دیگران، دشوارتر از تدارک چهل امپراتور اشکانی و یا شاه عباس کبیر یا شاه اسماعیل اول و نادر شاه افشار و سلطان محمود غزنوی است و تاریخ قوم و ملت خود را از آسیب جعلیات کنیسه و کلیسا مصون بداند، او را متعصبی بدانید، که چون پاره سنگ، مثلا به کار ایجاد موازنه در ترازوی شوونیسم ترک و فارس به کار می آید. چنین کسانی علی رغم این همه داده های روشنگر، هنوز به لبه ی آن گودال هم نزدیک نشده اند که مملو از اجساد فرهنگ کرم زده کنونی است. وجود آن تاریخ نگارانی را که هنوز با چنگیز خان هم تعیین تکلیف نکرده، جاده های چین را علامت حضور تاریخی مغولان گرفته و یا حتی بدون شائبه و نشانه و نیاز به نظیر آن چه دیوار چین گفته اند، ترکان را شمشیر به دندان به تسخیر خون خوارانه ی اروپا فرستاده اند، باید از علائم و عوارض کار سترگی گرفت که برای شست و شوی دروغ های ساخت کشیش و خاخام، از سراپای پیکره آگاهی های تاریخی و فرهنگی و مذهبی و غیره در پیش است.

[ ایران شناسی بدون دروغ ] - [ شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت: ۱۳:۳۰ ]  ادامه مطلب...
در حین گفت و گو از سرزمین ترکیه، شاید کسانی موقعیت کنونی آن را در نظر آورند که بر صورت خود ماسک اروپاییان را گذارده، به شمایل آنان گریم کرده و به لطف دیدنی های تاریخی بازمانده از امپراتوران تبعیدی هلنیست، و اقلیمی سرشار از شگفتی های طبیعی و سواحل تفریحی دو دریای سیاه و مدیترانه، اینک کشوری است با ثبات و بالنسبه مرفه، که از مدیریتی روی هم رفته ملی و دل سوز و با برنامه برخوردار است. تحولات تدریجی در پنجاه سال اخیر، ترکیه را از کشوری مفلوک و به کلی کم جمعیت و گرسنه و بی مهارت های فنی و سواد، که نیروی کار آزموده و ناآزموده، فوج فوج از آن می گریختند و به اروپای در حال ترمیم زخم های جنگ جهانی دوم برای ارتزاق پناه می بردند، پول رسمی آن در هیچ کشوری ارزش مبادله نداشت و اختلافات سیاسی و اجتماعی و قومی شیرازه امکانات آن را شکافته بود، به سرزمینی بدل کرده است که برای پیوستن به جرگه ی دولت های اروپایی می کوشد! با این همه ترکیه هنوز هم کشوری است با سیستم سیاسی بسته که زیر بنای فرهنگی آن بسیار متزلزل است. در ترکیه چشم و گوش نظامیان تحولات را سخت می پاید و لائیک ها و آتاتورکیست ها از گسترش اندیشه های نوین آزادی خواه و اسلامگرا به شدت می هراسند...

[ ایران شناسی بدون دروغ ] - [ چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت: ۰۲:۰۰ ]  ادامه مطلب...
از پس اتحاد پلید مشرکین و هلنیسم، در پنج قرن پیش، برای مقابله با گسترش اسلام و تجدید حیات نوین امپراتوری روم باستان، آرامش و آزادی از بشر سلب و رحم و رعایت بی اعتبار شد. تاریخ و فرهنگ به عنوان سلاح پر نیروی برقراری فساد و نفاق و شکاف میان آدمیان و اقوام، در اختیار خاخام ها و کشیشان و مزد بگیران آن ها قرار گرفت، نو اشرافیت حریص و سیری ناپذیر و بی رحمی سر برآورد که حقوق عمومی انسان را به رسمیت نمی شناخت و پیش از همه لژیون های تجاوز و اشغال به سبک روم کهن تدارک شد، که بر قبایل مسلمان آفریقا فرود آمدند و ماموریت گسترش شناسایی صلیب به هر قیمت را، در غرب تازه گشوده گرفتند، بر آیه های توصیه ی مودت قلم خون کشیدند، عقلانیت متداول آدمی در قصاب خانه های پرورش جعلیات غرب، که مراکز دانشگاهی و تحقیق معرفی می کنند، در ده ها کرسی آموزشی و تالیف شقه شد، فلسفه بافی و شاعری در جای رهنمودهای الهی برای مراعات احوال دیگران نشست، نازک اندیشی های بشری به دام مقوله ی فاقد تعریفی به نام هنر افتاد، به مطرب خانه ها و نظایر آن هدایت شد و یا به صورت ورقه های نازک طلا بر تارک و تاج پاپ ها و معابد ادیان آسمانی نشست، تمایل و طبیعت و جنسیت، چون دکانی پر رونق، به انحصار زن فروشانی درآمد که به اشکال مختلف، واسطه خواسته های متعارف آدمی شدند، دارایی و مال در خزانه و گاو صندوق بانک ها برای گسترش ربا متمرکز شد، تجارت به صورت غارت درآمد، دزدی از دیگران را در قالب کسب و کار بی کنترل به رسمیت شناختند، در اختیار گرفتن نبض تقاضا و مدیریت بازار بر سرنوشت عمومی بی نوایان حاکم شد و کسب لذت از مسیر تملک زیبایی به صورت نخستین و اصلی ترین هدف و دل چسب ترین انگیزه برای ادامه ی حیات آدمیان درآمد...

[ ایران شناسی بدون دروغ ] - [ شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۷ ساعت: ۰۲:۴۵ ]  ادامه مطلب...
بدین ترتیب با نمایش مجموعه ای از ستیزه های کاغذین و ذکر مشتی اسامی تاریخی و جغرافیایی درهم و برهم، که مفهوم و ارتباط معین و برداشت عقل پسندی را منتقل و میسر نمی کنند، تاریخی برای جنگ های صلیبی ساخته اند که پریشانی فرمایشات در سراسر آن، درست همانند تفسیرشان بر سکه های به اصطلاح اشکانی و مخروبه ی تخت جمشید و جاده های چین، خردمند را به سوی این آگاهی هدایت می کند که شارحان جنگ های صلیبی هم مشغول کلاه برداری فرهنگی دیگرند که در انتهای همین یادداشت به خواست خداوند معلوم خواهد شد که کنیسه و کلیسا به تلقین این جنگ های خیالی چه نیازی داشته اند، دعوای کنونی بر سر تصاحب هویت قومی صلاح الدین ایوبی تا چه حد کودکانه است و از قبیل دلقکانی چون بوش، که در غرب از جنگ های صلیبی دوم می گویند، چه گونه بازیچه ی کنیسه و کلیسا شده اند...

[ ایران شناسی بدون دروغ ] - [ سه شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت: ۰۴:۰۰ ]  ادامه مطلب...
در حقیقت کلیسا دو هزار سال پس از تولد مسیح و ۱۶۰۰ سال پس از غلبه بر هلنیسم، هنوز هم نتوانسته است مومنین و مریدان اش را به عبادتگاه هایی به شکوه و شایستگی معابد آیینی هلنیسم، مانند معبد آرتمیس و آتنه و زئوس دعوت کند و آن چه را هم اینک به آن می نازد، همانند مجموعه واتیکان، جز کپی برداری بی جلایی از ابنیه رومن نیست که در پانصد سال اخیر، این جا و آن جا، با مدد هلنیست های بازگشته به رم علم کرده است. هنگامی که به مساجد اسلامی، در مصر و شمال آفریقا و دمشق و یمن می نگریم، بی تعارف اعتراف می کنیم که مسلمانان از دوران نخستین، برای ستایش و عبادت خداوند، مجموعه هایی ساخته اند که حتی رگه ای تقلید از معماری هلنی و ابنیه ی یونانی و رومن در آن دیده نمی شود، هرچند در اطراف آن ها الگوهای فراوانی از عالی ترین نمونه های آن گونه معماری برای تقلید پراکنده بود. به بیان دیگر کلیسا نه فقط روند ممتاز تمدنی را متوقف کرد که در آستانه تولد مسیح به عالی ترین مراحل و تظاهرات رشد خود قدم گذارده بود، بل شگرد کشیشان در مقابله با اسلام، یعنی گرویدن به تثلیث، موجب ظهور انکسار و تفرقه و بی باری در تمدن عیسویان شد، سران واتیکان را از شدت ناتوانی های همه جانبه سرانجام در برابر یهودیان و هلنیست ها وادار به تسلیم کرد تا برای تضعیف توطئه گرانه دین اسلام و جوامع مسلمان، اتحادی را پایه گذارند که در ۵ قرن اخیر، تمدن و فرهنگ و تاریخ جهان را در گندابه ای از جعل و دروغ برای رنگ و رو دادن به تمنیات ضد اسلامی خویش فرو برده اند. مورخ کوشیده است تا با عبور و تامل در بنیان مطالب و بررسی بقایا و دست مایه ها، نشان دهد که مثلا کلیسای ایا صوفیه و مسجد سلطان احمد در اسلامبول، در حالی که پیشینه و دنباله ندارند، درست همانند پل ها و مساجد و بناهای اشرافی در اصفهان و مقابر و کاخ های اسلامی هندوستان و تحول ناگهانی در مجسمه سازی و نقاشی و معماری در اروپای مسیحی، به خصوص که در زمان واحدی روی می دهند، هیچ یک پیوند منطقی با روند سالم تاریخ ندارند، و همگی تاول های بد نمایی را تداعی می کنند که به سبب یک بیماری ناشناس، از زمان معینی، بر پوسته ی تاریخ ظهور کرده است...

[ ایران شناسی بدون دروغ ] - [ جمعه ۰۹ اسفند ۱۳۸۷ ساعت: ۰۱:۳۰ ]  ادامه مطلب...
در برهوتی که از قرن چهارم میلادی، پس از اخراج هلنیست ها از روم، تا قرن شانزدهم میلادی، یعنی قریب ۱۲۰۰ سال، صحنه ی صنعت و معماری و هنر دنیای مسیحیت را پوشانده، ظهور ناگهانی و همزمان بزرگانی چون میکل آنژ و رافائل و لئوناردو داوینچی، که در عرصه های بسیاری به نیم مرده ی کلیسا جان و جوانی داده اند، به خصوص که زمینه رشد تدریجی لازم برای رسیدن آنان به چنین اوجی را نمی بینیم، مورخ را به آن سو می فرستد که تمام آن چه را در غرب رنسانس نامیده اند هیچ نیست جز بازگشت و آشتی مسیحیت و هلنیسم و به زبان به تر اتحاد و یکپارچگی کلیسا با ثروت و قدرت و توان فنی و فرهنگی و نظامی هلنیست ها که همچنان در شرق به حیات خود ادامه می دادند و باز هم آثار جاودانه تری در ترکیه و سوریه و نوار شرقی و جزایر مدیترانه باقی می گذاردند! توافق میان برادران توامی که هر دو را زمانه می فرسود و در خطر گسترش روز افزون زبان و بیان قرآن در منطقه قرار می داد. آیا چنین توافقی در چه زمان و با چه مقصد اصلی صورت گرفته است...

[ ایران شناسی بدون دروغ ] - [ سه شنبه ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت: ۰۲:۴۵ ]  ادامه مطلب...
شاید مطالب این یادداشت و چند یادداشت متعاقب آن، به زمان خود، انقلابی در ادراک تاریخ عمومی جهان شناخته شود و تصویری را باز سازی کند که ابهامات کنونی در برداشت درست از مسائل انسانی و اعتقادی در قرون وسطا را بزداید. یادآور شوم که متن و مطالب هر یادداشتی در مدخل «ایران شناسی بدون دروغ»، عصاره و اشاره به گوشه ای است که می توان با بسط و تمرکز بر نقاط عمده و اصلی آن، کتابی ساخت و یا بر زوایای فشرده بیان شده ی آن، ده ها تک نویسی جزء نگر و توضیحگر نگاشت...

[ ایران شناسی بدون دروغ ] - [ جمعه ۰۲ اسفند ۱۳۸۷ ساعت: ۰۳:۱۵ ]  ادامه مطلب...









کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای حق و صبر محفوظ است

استفاده از مقالات با ذکر ماخذ مجاز است . چاپ مقالات به صورت کتاب ممنوع است